دین در یونان باستان

تعریف

Mark Cartwright
پدیدآورنده , مترجم متن Nathalie Choubineh
تاریخ انتشار 13 March 2018

متن اصلی انگلیسی: Ancient Greek Religion

Panathenaic Procession (by James Lloyd, CC BY-NC-SA)
Panathenaic Procession
by James Lloyd (CC BY-NC-SA)

دین در یونان باستان نهادی فردی و بارز بود و در همۀ جنبه های زندگی حضور داشت. دین یونانی با آیین های رسمی شامل قربانی کردن حیوانات و جرعه فشانی [libation؛ فشاندن جرعه ای شراب یا آب روی خاک به افتخار یکی از ایزدان یا همۀ آنان]، اسطوره هایی در توضیح خلقت نوع بشر که در آنها ایزدان به صورت انسان مجسم می شدند، معبدهای حاکم بر فضای شهری، عیدهای رسمی و بازی های ملی و رقابت های هنری، حتا لحظه ای از ذهن مردمان یونان باستان فاصله نمی گرفت. یک فرد ممکن بود بتواند درمورد میزان اعتقاد دینی خود تصمیم گیری کند و حتا کل باورهای دینی را زیر سؤال ببرد، اما بی تردید بخش خاصی از اصول دین به قدر کافی پیرو داشتند که در سازوکار دولت و جامعۀ یونان باستان اهمیت زیربنایی پیدا کنند: ایزدان وجود داشتند، می توانستند در امور آدمیان دخالت کنند، از پارسایی و پرهیزگاری و عبادت خشنود می شدند و به آنها پاسخ می دادند.

ایزدان اُلمپ

دین یونانی چندخدایی بود و مجموعه ای از ایزدان و ایزدبانوان را دربر می گرفت که هرکدام نمایندۀ یک یا چند جنبه از وجود آدمی بودند یا این که مفاهیم مطلقی مثل عدالت و دانایی را در کالبدی انسانی مجسم می کردند. در این میان، اما، ایزدان اُلمپ به سرکردگی زئوس در درجۀ اول اهمیت قرار داشتند:

  1.  زئوس
  2. آتنا
  3. آپولون
  4.  پوسئیدُن
  5.  هِرمِس
  6. هِرا
  7. آفرودیته
  8. دِمِتِر
  9. آرِس
  10.  آرتِمیس
  11. هادِس
  12. هِفائیستوس
  13. دیونیسوس

به باور یونانیان باستان، این ایزدان بر فراز کوه اُلیمپوس زندگی می کردند و مردم در سراسر سرزمین های یونانی نشین آنها را می پرستیدند، البته ممکن بود هریک از آنها در تلفیق با باورهای محلی ویژگی ها و حکایت هایی اضافی و یا متفاوت نیز پیدا کند.

ایزدان در تخیل، ادبیات و هنر یونان باستان با کالبد و خصوصیت های – خوب و بد – انسان تصویر می شدند.

ایزدان در تخیل، ادبیات و هنر یونان باستان با کالبد و خصوصیت های – خوب و بد – انسان تصویر می شدند و درست مثل زنان و مردان معمولی ازدواج می کردند، بچه دار می شدند (البته بیشتر وقت ها نه از همسرشان)، می جنگیدند، و بنا بر داستان های اساطیری در زندگی و سرنوشت انسان ها دخالت مستقیم داشتند. داستان های سنتی اساطیر از گذشته های دور فقط به طور شفاهی و سینه به سینه منتقل شده بودند و دین یونانی هیچگاه متن و نوشتۀ مقدسی نداشت. بعدها این سنت شفاهی را شخصیت هایی مثل هِزیُد در تبارشناسی ایزدان (Theogony) و هومِر، به طور غیرمستقیم، به قالب نوشتار درآوردند.

معبدها، آیین ها و کاهنان

ایزدان حامیان شهرهای گوناگون یونان بودند، مثلن آفرودیته حامی کُرینت بود و هِلیوس حامی رُدِس. از این گذشته، مردم در هر موقعیت به خصوصی از ایزد حامی آن مدد می خواستند، مثلن موقع جنگ به درگاه آرِس رو می آوردند و موقع عروسی به درگاه هِرا. برخی ایزدان، مثل آدُنیس، از فرهنگی دیگر وارد جمع ایزدان یونانی شده بودند. عناصر طبیعی ایزدان فرعی و کم اهمیت تری با نام های خاص محلی داشتند، مثلن چشمه ها و رودخانه ها محل زندگی پریانی (nymphai) بودند که یا به اسم آن چشمه یا رودخانه نامیده می شدند یا با ایزد آن نسبت خانوادگی و یا همزیستی داشتند.

معبد (naos؛ به معنی محل زندگی بنا بر این اعتقاد که ایزد مورد پرستش در آن مکان زندگی می کند، یا دست کم هنگام برگزاری آیین های دینی در آن حضور دارد) محلی بود که در مناسبت های ویژه به دین شکلی رسمی و تشریفاتی می بخشید. ایزدان در همۀ مراکز جمعیتی مهم یونان معبدها و مکان های مقدس داشتند تا کاهنان و شرکت کنندگان در آیین های دینی بتوانند مراسم و مناسک مربوط به آنان را در آنها به جا بیاورند.

Temple of Hephaistos & Athena, Athens
Temple of Hephaistos & Athena, Athens
by Mark Cartwright (CC BY-NC-SA)

مکان های مقدس در آغاز چیزی جز یک قربانگاه یا محراب ساده در محلی معین نبودند، ولی با گذشت زمان معبدهای عظیم در بزرگداشت این یا آن ایزد بنا شدند که معمولن تمثال آن ایزد (cult statue) را در خود جا می داد. معروف ترین این گونه تمثال ها مجسمۀ عظیم آتِنا در معبد پارتِنُن در آتن و مجسمۀ زئوس در اُلیمپیا بودند. بعدتر، مجموعه ای از معبدهای ایزدان رده پایین هم گاه دورتادور محوطۀ معبد اصلی را می گرفت و یک آستان مقدسِ کامل، به خصوص روی آکروپُلیس یا بلندترین تپۀ مشرف به شهر و حوالی آن، به وجود می آمد. این آستانِ مقدس (تِمِنُس = temenos) با یک دروازۀ نمادین که به آن پروپیلُن (propylon) می گفتند از بقیۀ محل جدا می شد، و عقیده بر این بود که کل تِمِنُس به ایزد معبد اصلیِ آن تعلق دارد. مکان های مقدس هدیه های نذری فراوانی چه به صورت نقدی و چه در قالب تندیس یا حوض و فواره دریافت می کردند و حتا ممکن بود یکی از پرستندگان به شکرانۀ پیروزی بزرگی در جنگ یک بنای کامل به آستان اهدا کند. صحن های بزرگ تر تعدادی نظافتچی دائمی (neokoroi) نیز برای رسیدگی به محل و نگهداری از آن داشتند.

برای قربانی معمولن از خوک، گوسفند، بز یا گاو استفاده می شد و جنسیت قربانی همواره باید با جنسیت ایزد مورد پرستش مطابقت می کرد.

البته خود معبد هیچگاه برای انجام اعمال و مناسک دینی مورد استفاده قرار نمی گرفت، چون محراب مخصوص این کار در بیرونِ معبد قرار داشت. نوشته های باستانی کمتر به شرح دقیق و مفصل مراسم و مناسک دینی پرداخته اند و به نظر می رسد نویسندگان آنها زیاد مایل نبوده اند جزئیات مراسمی را که بسیار مقدس محسوب می شده روی کاغذ بیاورند. چیزی که می دانیم این است که قربانی کردن و جرعه فشانی معمول ترین اعمال دینی بوده اند و هردو با همراهی دعاهای مخصوص به درگاه ایزد یا ایزدبانو انجام می شده اند. برای قربانی معمولن از خوک، گوسفند، بز یا گاو استفاده می شد و جنسیت قربانی همواره باید با جنسیت ایزد مورد پرستش مطابقت می کرد. گوشت قربانی را یا تمام و کمال می سوزاندند یا می پختند و قسمت هایی از آن را به ایزد تقدیم کرده و بقیه را بین گروه خاصی از نیایشگران یا همۀ آنها تقسیم می کردند و این غذا گاه همانجا به صورت دسته جمعی صرف می شد و گاه آن را به خانه می بردند. کشتن حیوان برعهدۀ یک قصاب یا آشپز (megeiras) بود و در حین این کار یک دختر جوان روی سر حیوان بذر می پاشید که این شاید نماد زندگی و تولد دوباره در لحظۀ مرگ حیوان بوده باشد. یکی دیگر از آیین ها خواندن و تعبیر دل و رودۀ حیوان و پیشگویی رویدادهای آینده از روی آن بود.

رهبری مراسم دینی و خواندن دعاهای مخصوص برعهدۀ کاهنان بود. ورود به جرگۀ کاهنان روی هم رفته برای همه آزاد بود و هرکس این منصب را در اختیار می گرفت، به خصوص وقتی پیشانی بند مقدس را دور سر می بست، مصونیت بدنی پیدا می کرد. هر کاهن به یک ایزد به خصوص خدمت می کرد ولی این لزومن به معنای داشتن مهارت و تخصص در امور دینی نبود. شهروندان برای مطرح کردن پرسش های دینی خود سراغ  اِگزیگِتیس (exegetes) می رفتند که یک مقام دولتی متخصص در امور دینی بود. زنان هم می توانستند کاهن شوند، که این با توجه به محرومیت آنان از حق تصاحب سایر منصب های اجتماعی در جامعۀ یونان باستان ممکن است عجیب به نظر برسد. کاهنان اغلب، اما نه همیشه، همجنس ایزدی بودند که به آن خدمت می کردند. کاهنه شدن در بیشتر موارد با این شرط اضافی نیز همراه بود که زن باید باکره یا یائسه باشد. در مقابل، جنسیت برای نیایشگران محدودیتی ایجاد نمی کرد و آیین هایی هم که چنین محدودیتی داشتند ممکن بود هریک از دو جنس مرد یا زن را از حضور در مناسک منع کنند.

Seated Demeter Figurine
Seated Demeter Figurine
by Mark Cartwright (CC BY-NC-SA)

میستِریا و سروش

در کنار مراسم رسمی و عمومی دینی، مناسک زیادی هم وجود داشتند که فقط برای اهل خود مجاز و شناخته شده بودند. معروف ترین آنها «میستِریای اِلئوسیس» (Mysteries of Eleusis) بود. اعضای این گونه گروه های بسته باور داشتند که انجام برخی فعالیت های خاص فایده هایی معنوی، از جمله آخرتی بهتر، برای انسان به همراه می آورد.

بعضی مکان ها نیز می توانستند ارتباط با عالم ملکوت را میسر کنند؛ سروش های بزرگ مثل سروش آپولون در دِلفی و سروش زئوس در دودونا به احتمال زیاد مکان هایی بودند که در وهلۀ نخست برای دریافت نشانه از ایزدان از همه مناسب تر تشخیص داده شده بودند. این گونه مکان ها به مراکزی با اهمیت فراوان تبدیل می شدند چون در آنها کاهنان در نقش سروش (oracle) طرف مشورت افراد و دولت-شهرها قرار می گرفتند و پاسخ های اغلب رمزآلود و ابهام آمیزشان پیشگویی آینده و راهنمای اقدام های بعدی قلمداد می شد.

عیدها و مسابقه ها

مسابقه های ورزشی و رقابت های موسیقی (به ویژه نوازندگی کیتارا و لیر) و نمایش (هم تراژدی و هم کمدی) از برنامه های مخصوص عیدهایی مثل «دیونیسیای شهر» آتن بودند و بازی های پان-هلنی در مهم ترین شهرهای مقدس مثل اُلیمپیا، دِلفی، نیمیا و ایستمیا به افتخار یکی از ایزدان برگزار می شدند. مردم از سراسر یونان و سرزمین های یونانی نشین به دیدن این بازی ها و رقابت ها می آمدند و چنین سفری بیشتر جنبۀ زیارت داشت تا حمایت و هواداری از بازیکنان و هنرمندان موردعلاقه. یکی از نشانه های بارز روحانی بودن این مناسبت ها ممنوعیت حمل سلاح در تمام مدت بازی ها و رقابت ها بود و زیارت کنندگان از هر دیاری که بودند [حتا اهل سرزمین های متخاصم] می توانستند با آزادی کامل از همۀ سرزمین های یونانی عبور کنند. از این گذشته، عیدهایی بسیار کوچک تر هم وجود داشت که گاه فقط گروهی محدود و گزینش شده حق حضور در آنها را پیدا می کردند، از جمله جشن آره فوریا (Arrhephoria) در آتن که فقط کاهنه های معبد و حداکثر چهار دختر جوان می توانستند در آن شرکت کنند.

Greek Chariot
Greek Chariot
by Mark Cartwright (Copyright)

دین داریِ فردی

نوشته های تاریخی به طور عمده به مناسبت های دینی رسمی و تشریفات آنها توجه نشان داده اند، اما نباید فراموش کنیم که دین یونانی به واقع همه جا و در تمام ابعاد زندگی فرد حضور داشت و می توانست شکل هایی فردی و بسیار خصوصی به خود بگیرد. عبادت فقط در معبد انجام نمی شد بلکه خانه های شخصی نیز اجاقی داشتند که از مکان های مقدس داخلی به شمار می رفت. هرکسی می توانست هروقت بخواهد به معبد برود و رسم بود حتا اگر گذری هم از جلوی معبد رد می شدند دعایی بخوانند. مردم هدیه های نذری مثل عود و گل و خوراکی به معبد تقدیم می کردند که همیشه یا به امید اجابت دعاها بود یا به شکرانۀ یک اتفاق. تقدیم قربانی برای مناسبت های شخصی نیز امکان پذیر بود و امروزه هزاران قطعه سنگ حکاکی شده به یاد این مراسم در محوطه های مقدس به جا مانده است. علاوه بر این، مردم برای شفا گرفتن هم به معبد می رفتند؛ معبدهای آسکلِپیوس، ایزد دارو و درمان، مخصوص این کار بودند و معروف ترین آنها در اِپیدائوروس قرار داشت.

یکی دیگر از اعمال دینی روزمره چشم داشتن به نشانه هایی که ایزدان می فرستادند و تعبیر این نشانه ها در رابطه با پیش بینی رخدادهای آینده بود. این نشانه ها ممکن بود مرغان هوا یا حرفی که دوستی در لحظه ای حساس به زبان آورده یا حتا یک عطسۀ ساده باشند و هرکدام از این ها را می شد به فال نیک یا بد گرفت.

این گونه باورها و در حقیقت برخی جنبه های دین مثل جاودانگی ایزدان به صورتی که در هنر و ادبیات مجسم می شد از قرن پنجم پیش از میلاد به بعد هدف انتقاد شدید متفکران، هنرمندان و فیلسوفان قرار گرفت، اما هیچکدام از انتقادها معلوم نیست تا چه حد بازتاب دهندۀ نظر و اعتقاد عموم مردم بوده اند. به علاوه، با در دست داشتن گنجینۀ بزرگی از شواهد نوشتاری و باستان شناختی مشکل می توان به نتیجه ای خلاف این رسید که دین یونانی زیربنای همیشگی زندگی مردمان یونان باستان بوده است.

حذف آگهی ها

آگهی ها

دربارۀ مترجم

Nathalie Choubineh
I'm a translator and researcher; enjoy delving into ancient dances, beliefs and rituals, myths and histories, arts, and other forms of human expression, and looking for cross-cultural exchanges and diversities. I love to learn and to share.

دربارۀ نویسنده

Mark Cartwright
Mark is a history writer based in Italy. His special interests include pottery, architecture, world mythology and discovering the ideas that all civilizations share in common. He holds an MA in Political Philosophy and is the Publishing Director at AHE.